مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

27

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ « 1 » ، « آيا خداوند بهترين حكم‌كنندگان نيست ؟ » مىرسيد ، مىفرمود : « بلى » ؛ و هنگامى كه آيهء : فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ « 2 » ، « به كدام سخن پس از آن ايمان خواهند آورد ؟ » را مىخواند ، مىفرمود : « به خدا و آنچه فروفرستاده ايمان آوردم » و چون حضرت آيهء : فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها « 3 » ، « پس آنچه را مايهء ناپاكى و آنچه را مايه پاكى است به او الهام كرد . » در نماز قرائت مىكرد ، مىفرمود : « پروردگارا نفس مرا از تقوايش برخوردار ساز و آن را تزكيه كن و تو بهترين تزكيه‌كننده و سرپرست و مولاى آن هستى » و صحابه نيز چنين مىكردند . علقمه گويد : در كنار عبد اللّه نماز مىگزاردم ؛ او شروع به خواندن سوره طه كرد و چون به اين آيه رسيد : وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً « 4 » ، « و بگو پروردگارا بر دانش و آگاهى من بيفزا » گفت : رَبِّ زِدْنِي عِلْماً . عبد اللّه بن عمر هرگاه اين آيه را : أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ . . . « 5 » ، « آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ياد خدا و آنچه از او نازل شده است ، خاشع گردد ؟ » تلاوت مىكرد ، مىگريست و مىگفت : آرى وقت آن رسيده است ، اى پروردگار من ! استحباب « ترتيل » نيز براى انديشيدن درباره آيات است ؛ زيرا ترتيل به شكوه و متانت و وقار نزديك‌تر و تأثيرش بر دل بيشتر است . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و صحابه هرگاه با قرآن خلوت مىكردند و به تلاوت و تدبّر در آن مىپرداختند ، در فضاى معنوى كه قرآن پديد آورده بود ، ذوب مىشدند ، متن آيات را درك مىكردند ، دلهاى خود را براى فهميدن آن مىگشودند و ميان خود و مفاهيم قرآن رابطه برقرار مىكردند و بدين سبب دلهايشان نرم مىشد و مىگريستند . مطرف بن عبد اللّه بن شخير از پدرش حكايت مىكند كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را ديدم كه نماز مىخواند و سينه‌اش از گريه صدا مىكرد همچون صداى ديگ از جوشش آب اندرونش . از عبد اللّه بن عباس روايت شده كه گفت :

--> ( 1 ) - تين / 8 . ( 2 ) - اعراف / 185 . ( 3 ) - شمس / 8 . ( 4 ) - طه / 114 . ( 5 ) - حديد / 16 .